| ازدواج | |||
بسم الله الرحمن الرحیم
به عنوان مکمل صحبتم اشاره به مطلبی مرتبط با حضرت موسی بن جعفر می کنم و البته به مضمون آن که به خاطرم هست اشاره می کنم :
حضرت موسی بن جعفر در زندان بودند . خانمی برای حضرت غذا تهیه کرده و برای ایشان می آورد . زندان بان این خانم را راه نمی دهد و این زن خیلی اصرار می کند تا بالاخره زندان بان موافقت می کند این زن وارد شود و برای حضرت غذا برد .
این زن به خدمت امام کاظم می رسد و به حضرت می گوید این غذا را از پاک تریو حلال ترین مال تهیه کرده است و به حضرت اطمینان خاطر می دهد که غذایش مشکلی ندارد .
اما امام کاظم به غذا لب نمی زند و غذا را نمی پذیرد .
این زن علت را جویا می شود و امام در پاسخ می فرماید : همان اصراری که نزد زندان بان کردی غذا رو شبهه ناک کرد !
و اما مسئلتن ..!
با توجه به این ماجرا ، چند درصد حقوق زنان شاغل جامعه ی ما – جوامع دیگه حسابشون معلومه – حقوقشون بدون شبهه است ؟؟؟!!!! چند درصد این حقوق صرف خوراک و پوشاک زن و مرد می شه ؟ اگر صرف خوراک انسان شود که اثر وضعی اون بر نفس انسان کاملا مشخصه ! اگر هم پوشاک باشه باز در تاثیر اعمال عبادی و باز هم تبعا بر نفس انسان قابل چشم پوشی نیست !
البته زنانی که با آرایش و هزار مساله دیگر مشغول به کار می شوند این مساله تاثیرش به مراتب شدیدتر است ..
حال مردم جامعه ی اسلامی ما ! بروند دنبال این جواب که چرا مشکلات بیرونی و داخلی خانواده های ما شدید تر شده ، ناراحتی های روحی و عصبی و ....در خانواده ها بیشتر شده و هر روز بر مشکلات مردم ما افزوده می گردد ؟!
مساله ی جضور اینگونه ی زن در جامعه و ارتباط بدون حد و مرز زن و مرد در جامعه ، رفت و آمد ها ، هم کلامی و شوخی های خارج از معمول زن و مرد و ....یکی از مسائل مهم و اثرگذار در بروز مشکلات متعدد روحی و عاطفی و اخلاقی و .. و... در بین خانواده های مذهبی و غیر مذهبی امروز ماست !
در ادامه قصه ی حضرت شعیب را با توجه به آیه ی قرآن بررسی و موشکافی می کنیم :
( به عمد لفظ قصه را در این مورد بکار بردم نه به معنای افسانه ، بلکه به معنای کلام متقن که در قرآن نیز منظور از قصص انبیا منظور همین معناست نه به معنای داستان و افسانه ! )
نظریه اختلاط غیر جنسی ، ما را به نظریه فروید می رساند که می گفت : "بندها را باز کنید و بگذارید همه آزاد باشند ".
رجحان بر این است که وقتی ضرورتی نیست، ارتباطی بر قرار نشود و نظریه اضطرار هم حرفش این است که تا ضرورت نشده ، زن از خانه بیرون نیاید و با مرد صحبت نکند؛ اما اگر این نظریه را تعدیل کنیم و بگوییم ترجیح و رجحان عقلایی باشد، نظریه خوبی است .
مبنای دینی ارتباط چیست؟
به هر حال احساس می شود بر این 2 نظریه ایرادهایی وجود دارد که هیچکدام از آنها جامع و کامل نیست و باید دید بالاخره مبنای دینی چیست؟ نظریه اختلاط اصولا با رفتار پیامبر اسلام(ص) سازگار نیست. روایت است که پیامبر(ص) هنگام عبور از خیابان ها و کوچه ها می گفتند: آقایان از وسط کوچه و خانمها از کنار حرکت کنند یا ورود و خروج خانمها از مسجد جدا باشد. پس باید حدود این روابط را از قرآن کریم جست که تبیان کل شیء است .
در قرآن ...
قرآن ارتباط دختر و پسر را به گونه ای زیبا در داستان دختران شعیب برای ما ترسیم می کند. اگر کمی دقت کنیم می بینیم قرآن با چه لطافتی به این مسئله می پردازد :
" موسی یک جوان مجرد و غریبه است که روزی از بیابان می گذرد و 2 دختر جوان را می بیند که دارند گوسفندهایشان را از برکه آب دور نگه می دارد. موسی جلو می رود و از آنها می پرسد؛ چرا گوسفند هایتان را از دیگر گوسفندان جدا می کنید . آنها موقرانه پاسخ می دهند گوسفندها را آب نمی دهیم تا وقتی چوپان های مرد از اینجا بروند ".
مبنای ضرورت حضور دختران شعیب در اینجا صحیح است و البته در این که موسی با این دختران سخن بگوید ، در مبانی اسلام نیز صحبت اگر بر اساس موازین شرع باشه منع نشده است و این مسئله تضادی به مبنای ضرورت ندارد چراکه در ابتدا اشاره ی دختران به ناتوانی پدرشان که موجب حضور آنها در خارج خانه گشته است تقویت بر رعایت اصل ضرورت است و اگر مبنا اختلاط باشد ، موسی نگفت این حرفها چیست مگر این چوپان ها لولو خورخوره هستند و بعبارتی عدم اختلاط زن و مرد برای او تعریف شده بود .
آنچه مسلم است حریم زن و مرد باید رعایت شود : " موسی گوسفندان آنها را آب می دهد. سپس می رود زیر درختی و دعای بسیار زیبایی می کند. می گوید: " رب بما انزلت الی خیر فقیر " خدایا نسبت به آن چیزی که تو می خواهی به من بدهی، من فقیرم . "
نمی گوید چه می خواهد، می گوید هر چه می خواهی به من بده. گرسنه بود، غذا می خواست. تشنه بود آب می خواست، از دست فرعونی ها فراری بود، امنیت می خواست. مکان نداشت، مسکن می خواست. بیکار بود اشتغال می خواست. زن نداشت، همسر می خواست. اشتغال و ازدواج و امنیت و مسکن ، حق یک جوان است؛ اما موسی گفت: خدایا به آن خیری ، که تو از خیر به من نازل می کنی، محتاجم .
در آیات بعد دقت کنید :
چقدر شعیب زیبا از دخترانش می پرسد :
"چرا زود آمدید ". آنها پاسخ می دهند :
"جوانمردی به گوسفندان ما آب داد ". شعیب به دخترش می گوید :
"برو و آن جوانمرد را نزد من بیاور ".
ملاحظه می کنید : اگر شعیب می خواست اضطراری رفتار کند ، نباید دختر جوان را می فرستاد و اگر دختر هم می خواست اختلاطی بر خورد کند راحت به موسی می گفت بیا برویم، پدر با تو کار دارد؛ اما این دفعه دختر تنها به دیدار موسی می رود و در اوج حیا و متانت " تمشی علی استحیاء" حرکت می کند و کنار جاده منتظر می ماند. موسی فهمید دختر جوان با او کار دارد. بلند شد و جلو آمد. دختر جلو نرفت. در برخی روایات آمده است که جامه ای بلند را روی سرش کشید و خیلی مختصر و مفید گفت: پدر گفته، برای جبران زحمتی که برای ما کشیده اید نزد او بروید تا زحمت شما را پاس بدارد. باز در روایات آمده است که دختر می گوید: موسی قوی و امین بود می گویند از کجا امین بودنش را فهمیدی، پاسخ می دهد:
موسی نگفت بیا، دوشادوش هم حرکت کنیم؛ بلکه گفت ما رسم نداریم پشت سرزن حرکت کنیم، چون می دانید نگاه به قامت زن از پشت سرهم ایراد دارد، ولو این که محجبه باشد. موسی افزود:
بگذارید من جلوتر بروم و این گونه جوانمردی خود را نشان می دهد. پس از نقل داستان، دختر شعیب به پدر می گوید: او جوانی است قوی و امین، او را اجیر کن. و شعیب به موسی می گوید: می خواهم یکی از دخترانم را به عقد تو درآورم. بعضی ایراد می گیرند که چرا شعیب بدون مشورت با دخترش چنین تصمیمی گرفته ست؛ اما در تفسیرها آمده است که دختر شعیب با خواستن اجیر کردن، نظر مساعد خود را به پدر فهمانده است.
یک جمله معترضه بگویم : برخی جوانها از ما می پرسند خواستگاری دختر از پسر چه حکمی دارد ؟ می گویم از نظر شرعی هیچ ایرادی ندارد، اما حیای دختران به آنها اجازه ی چنین کاری نمی دهد؛ ولی خیلی وقتها دختران با کنایه این کاررا می کنند. مثل دختر شعیب که با کنایه خواست پدر، موسی را اجیر کند......
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور زنان در جامعه
قبل از هرچیز ...می دونم این بحث ها به کام خیلی از خانمها ناخوشاینده اما با عرض معذرت من این ناخوشامدها فرقی نمی کنه چون ملاک بررسی مبانی اسلامی و شرعی هست و نه خوشایند افراد ...
یکی از رفقامون تعریف می کرد دیروز ( دو سه روز پیش این مطلب رو نوشتم )صبح خانومی اومده بود شبکه خبر در حمایت از شاغل بودن خانمها داشت اظهار فضل می کرد .
ماشا اله اینقدر این خانم ( کارشناس دینی !) صاحب فضل و کمالات بود که این رفیقمون گفت بعد از چند لحظه که اومدم ببینم چی می گه از زیبایی و برق صورت اون خانم که حسابی هواس آدمو از گوش دادن به حرفاش پرت می کرد مجبور شدم سرمو بندازم پایین و فقط صداشو بشنوم !
حالا از فضا و کمالات معنوی ایشون براتون بگم که خدا رو شکر از این مسئله هم کم نداشت ! تا دلتون بخواد برای خودش از آیه ی قرآن تفسیر به رای می کرد و نتیجه های چپکی می گرفت !
این خانم میاد به داستان حضرت شعیب و دخترانش استناد می کنه
داستان شعیب و دخترانش به این قراره :
از آیه ی 14 تا 30 سوره ی قصص رو مطالعه کنید ...( موسی ) مرد را دید که زد و خورد می کردند ..آن کس که از پیروانش بود از وی استمداد طلبید پس موسی مشتی بر او زد و کارش راسخت . ....( آنگاه ) گفت : پروردگارا ! به پاس نعمتی که بر من ارزانی داشتی هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.
...مردی شتابان بیامد و گفت : ای موسی ! سران قوم در مورد کشتن تو به مشورت نشسته اند پس از شهر خارج شو که مت از خیرخواهان تو هستم .
.....چون به جانب شهر مدین روی نهاد گفت : امید است پروردگارم مرا به راه راست هداست کند .
و چون به آب مدین رسید ، گروهی از مردم را بر گرد آن یافت که ( دام های خود را ) آب می دادند ، و پشت سرشان دو زن را یافت که ( گوسفندان خود را ) از آب خوردن باز می دارند . گفت : کار شما چیست ؟ گفتند : ( ما گوسفندان خود را ) آب نمی دهیم تا شبانان ( گوسفندانشان را ) باز گردانند ، و پدر ما پیری سالخورده است ( و قادر به این کار نیست )
پس برای آن دو ( گوسفندانشان را ) برای آن دو آب داد ، آن گاه به سوی سایه برگشت و گفت : پروردگارا ! من به هر ( رزق و ) خیری که برایم بفرستی سخت نیازمندم .
پس یکی از آن دو در حالی که از روی حیا گام برمی داشت نزد وی آمد و گفت : پدرم تو را می طلبد تا پاداش آن که برای ما آب دادی به تو بپردازد . و چون موسی نزد وی آمد و سرگذشت خود را بر او حکایت کرد ، گفت : مترس که ار گروه ستمکاران تجات یافتی .
یکی از آن دو دختر گفت : ای پدر ! او را استحدام کن ؛ همانا بهترین کسی که استخدام می کنی ، کسی است که نیرومند و امین است .
(شعیب ) گفت : من می خواهم یکی از این دو ذختران خود را به نکاح تو درآورم ، به این شرط که هشت سال برای من کار کنی ، و اگر ده سال را به پایان رسانی ( اختیار ) از جانب توست ، و نمی خواهم بر تو سخت بگیرم ، و مرا اگر خدا بخواهد از صالحان خواهی یافت .....
خانمی که در شبکه خبر اظهار وجود می کرد از این داستان نتیجه گیری می کنه که از حضور دختران شعیب در خارج منزل می تونیم به این مسئله پی ببریم که کار کردن زن ها در خارج منزل بلا مانع هست. اما اینجا یک سئوال بزرگ مطرح می شه ..
دختران حضرت شعیب بیرون از منزل حاضر شدند برای رسیدگی به گوسفندان چرا که حضرت شعیب قادر به این کار نبود ! و البته این خود معنای ضرورت را می رساند . پس صبر کردند تا مردها بروند و بعد آنها گوسفندانشان را آب دهند . یعنی جلوگیری از اختلاط ! آیا در محیط کاری امروز جوامع ، چه دینی ، چه غیر دینی ، این مساله رعایت می شود ؟؟ یا کار کردن امروز زنان در جامعه در تضاد شدید با این مسئله قرار داره ؟؟
نکته ی بعدی این که حضرت موسی جلو راه رفتن و یا دوش به دوش دختر زن نامحرم راه رفتن رو ناپسند دانست و خود جلو رفت و از دختران حضرت شعیب خواست تا با سنگ مسیر را مشخص کنند ! به به این معنا که حالا همه ی دختران در جامعه یه سنگ بگیرن دستشون تا به پسرا از پشت سر سیگنال بدن !!! نخیر ! این یعنی ارتباط زن و مرد بدون حد و مرز و قاعده ممنوع ! حتی مرد نباید از پشت سر هم به زن نگاه کنه تا صرف تصور جثه ی زن در مرد تاثیر وضعی خودش رو بگذاره !
آیا در جامعه ی امروز زن و مرد در محل کار این مسائل رو رعایت می کنند ؟؟؟
سئوال! علت توجه بیشتر برای استخدام زن ها چیست ؟ جذب بیشتر مشتری ؟؟ نرمی گفتار زنانه ؟ جذب بیشتر مشتری بعلت جذابیت ظاهری زنانه ؟ پرداخت حقوق کمتر به زنان ؟؟ و یا بعبارتی سوءئ استفاده ی همه جوره از وجود زن در محل کار ؟؟
حتی اگر یکی از موارد بالا هم در جذب مشتری یا مسئله ی استخدام لحاظ شه از نظر شرع مقدس اسلام این مسئله مردود هست ! اونوقت من از این خانم کارشناس سئوالم این هست که کدام یک از این موارد را زنان جامعه ی اسلامی ما رعایت می کنند که کار کردن اونها رو در جامعه بدون اشکال کنه ؟؟ در حالی که دختران حضرت شعیب اگر خارج از منزل حاضر شدند در محیطی مستقل از محیط مردان و بدون اختلاط بسر می بردند و حتی اگر با مرد گفتگو می کردند با رعایت حد و مرزی که تحت تربیت پدرشان حضرت شعیب آنها را آموخته بودند !
در جامعه ی امروز ما متاسفانه هم فقر شعیب گونه ها بسیاره و بالتبع از دخترانی که به مثابه دختران حضرت شعیب باشند بسیار بسیار اندک اند ! با چنین وضعی توجیه این خانم مردود است !
نکته قابل توجه اینجاس که می بینیم تو سایتای خودشون میان یه رنگ شرعی هم به قضیه بدند و نحوه خوندن صیفه برای ازدواج موقت رو بالای آلبوم هاشون قرار دادن !
از طرفی می بینیم این بنده خداها 24 ساعته در حال خدمت رسانی اند ! حالا چه بلایی سر عده میارن نمی دونم !
شکی ندارم که خیلی از جوون ها که حتی دنبال یه راه شرعی می گردند از عده خیلی اطلاعات زیادی ندارند.
لذا لازم به ذکر می دونم ، چه در این مورد چه در مورد کسانی که قعالیت تیمی ندارند و به اسم صیغه هر ساعت در خدمت یک نفرند ، بگم که به ازای هر صیغه ای که در اون نزدیکی به معنای کاملش ! انجام می شه لازمه که حدود 45 روز ( یا به مقدار دو طهر یا پاکی ) عده نگه داشته بشه و این خانم با مرد دیگه ای عقد نخونه و نکته مهم تر برای کسانی که فوری دلباخته همچین خانم هایی می شن و هوس ازدواج باهاشون به سرشون می زنه این که اگر بعد از اولین عقد که در اون نزدیکی به طور کامل ( همراه با دخول ) انجام شده عده نگه داشته نشه هر کس که در این مدت با اون خانم عقد چه دائم چه موقت بخونه برای همیشه به اون خانم حرام ابدی می شه و دیگه هیچوقت نمی تونه باهاش ازدواج کنه !
توضیح کامل مسئله :
اگر مرد زنی را که در عده دیگری است برای خود عقد کند ، چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام می شود ، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد . ( همچنین اگر در صورت بی اطلاعی نسبت به موارد فوق ، مرد زن را به عقد خود در آورد در صورتی که با او نزدیکی کند بر او حرام می شود )
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اعیاد میلاد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و میلاد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و همچنین عید دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد .
یکی از خوانندگان گرامی پیغامی داده بودند مبنی بر بسته شدن بخت و ...
از اونجایی که تا به حال چندین مورد در این زمینه بوده که خدا رو شکر مشکلشون حل شده می تونید ایدی یاایمیلتون رو برای بنده بفرستید تا توضیحاتی رو خدمتتون ارائه بدم . البته قابل ذکره که سایت کوثر قدر می تونه خیلی براتون مفید باشه در این زمینه اما اگر لازم دونستید می تونم توضیحاتی رو خدمتتون عرض کنم .
(لازمه بگم اینجا بساط فالگیری نیست!) اگر چیزی هم گفته بشه با توجه به روایات و گفته های بزرگان و علما هست !
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت همگی دوستان
از اینکه مدت زیادیه فرصت نمی کنم مطالبم رو بروز کنم عذرخواهی می کنم
اگر از دوستان کسی دوست داره تو بروز رسانی وب ازدواج کمک کنه خوشحال می شم بهم اطلاع بده
در ضمن
یکی از دوستای خیلی خیلی قدیمی برام پیغامی گذاشته بود...خیلی از این دوستمون ممنونم ..اول در جوابش بگم که نه...فعلا اون چیزی که گفتی نیست ..اما خیلی خوشحال می شم یه ایمیلی نشونی چیزی از خودتون بزارید ..ممنون می شم
در مورد پیغامی هم که شهروند عزیز گذاشتند من به خاطر نمیارم همچین متنی رو گذاشته باشم ..اگر چنین موردی هست لطفا آدرس دقیق پستش رو به من بدهند تا یا در موردش توضیح بدم و یا اگر واقعا توش اشکالی بود حذف کنم ..خیلی ممنونم
با آرزوی موفقیت برای همه خوانندگان وبلاگ ازدواج